
۱۳۸۹/۱۰/۱۰
آرش حسننیا
کمتر از یک ماه از زمانی که کمیته حمایت از روزنامهنگاران ایران را «بزرگترین زندان روزنامهنگاران» در جهان لقب داد، سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش سالانه خود میگوید که ایران در سال ۲۰۱۰ نیز بار دیگر بیشترین روزنامهنگار تبعیدی را به خود اختصاص داده است.
اما نسبت بقیه آمارهای سال ۲۰۱۰ را به نسبت سال پیش از آن باید بررسی کرد. سال گذشته ما با حوادث خاصی در سراسر جهان رودرو بودیم. اما یک واقعیت دیگری که در این آمارها وجود دارد، تثبیت روند سرکوب و سانسور در جهان است.
یعنی این آمارها اگر هم کمتر باشد و یا تقریبا یکی باشد با آمار سال پیش از آن، اما تثبیت روند سانسور و سرکوب متاسفانه خبر خوبی نیست.»
یعنی وضعیت آزادی بیان در سال ۲۰۱۰ بهبود پیدا نکرده است؟ خیر بهبود پیدا نکرده است. اگر چه آمارها در رابطه با کشتار نسبت به سال گذشته که وضعیت خاص تری بود کاهش پیدا کرده است اما این به معنای بهتر شدن وضعیت مطبوعات و آزادی بیان در جهان نیست.
آقای معینی در واقع شما به نوعی اشاره می کنید که جنس گرفتاری های روزنامه نگاران در جهان تغییر کرده است. البته این را می شود در جدول آماری شما هم مشاهده کرد، آنجا که آمار روزنامه نگاران ربوده شده در سال ۲۰۱۰ به نسبت روزنامه نگاران ربوده شده در سال ۲۰۰۹ افزایش ۵۵ درصدی داشته است، اما آیا می توانیم چنین نتیجه ای بگیریم؟
دقیقا. این نتیجه گیری از این زاویه است که ما وقتی به واقعیت روزنامه نگاری در سراسر جهان نگاه می کنیم به این نتیجه می رسیم که این ناظران خارجی و بی طرف باید در این شرایط ، وضعیت خاصی را داشته باشند. یعنی به عنوان ناظر خارجی در همه مناطق بتوانند حضور پیدا کنند. اما وقتی که این گونه نیست ، حضور بی طرفانه و وظیفه اطلاع رسانی آنها مورد سوال قرار می گیرد و حتی مورد احترام قرار نمی گیرد. از این زاویه مسئله بسیار نگران کننده است.
دو نوع ربایش خبرنگاران را در سال جاری تجربه کردیم. یکی ربودن مستقیم در بخش ها و مناطق جنگی مثل افغانستان و پاکستان سایر مناطق درگیرو در سایر جاههایی که باندهای قاچاق مواد مخدر و حتی گاه دولتی، به نوعی گروگانگیری می کنند.
اگر چه در این مورد به طور مشخص در گزارشمان صحبت نکرده ایم اما بخشی از زندانیان را هم می شود به عنوان گروگان به حساب آورد.
من فکر می کنم که دو روزنامه نگار آلمانی که در ایران بازداشت شده اند را نام دیگری به جز گروگان نمی توان بر آنها نهاد.
آقای معینی، شما بر حسب وظیفه ایی که در سازمان گزارشگران بدون مرز دارید که همان رصد کردن وضعیت آزادی بیان در کشورهای فارسی زبان است، چه تفاوتی بین خطرات و مخاطراتی که بر سر راه آزادی بیان در افغانستان وجود دارد و همین مخاطرات در کشوری مثل ایران می بینید؟
واقعیت این است که اگر همین طور بر اساس آمار و با تکیه بر شاخص های مشخص خودمان بخواهیم بگوییم باید بگویم در حال حاضر در افغانستان فقط یک روزنامه نگار زندانی وجود دارد که به شکل غیر قانونی و عملا بر خلاف قوانین جاری در این کشور و بنا بر قانون مطبوعاتشان دستگیر شده است.
این در حالی است که در ایران کاملا وضع بر عکس است. در افغانستان مجموعه آزادی بیان و آزادی مطبوعات هر چند که ضربه خورده است اما کماکان مورد احترام است. و از یک آزادی نسبی و حتی نسبت به منطقه، از یک آزادی بالایی بهره مند است.
در ایران اما این گونه نیست. ما در سال گذشته به طور مشخص- به جز دو یا سه ماه – دیدیم که ایران تبدیل به بزرگترین زندان روزنامه نگار جهان شد.
همین امروز ایران با وجود ۳۵ روزنامه نگار زندانی، بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان است. در سال گذشته در ایران بیش از ۱۳۰ روزنامه نگار و وب نگار زندانی بازداشت شدند. و مورد بازجویی قرار گرفتند. در صورتی که در افغانستان فقط همین یک مورد را داشتیم.
بر اساس بیلان آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۰ که سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر کرد، ایران در یکی دیگر از شاخص های دیگر نیز ظاهرا گوی سبقت را از سایر کشورهای جهان ربوده است. و آن هم فرار روزنامه نگاران از کشور است.
آن طور که در گزارش شما ذکر شده است برای دومین سال متوالی است که ایران رکوردار خروج روزنامه نگاران از کشور است. این پدیده را شما چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این پدیده به تازگی به گزارش های مربوط به آزادی بیان در سازمان گزارشگران بدون مرز افزوده شده است؟ زمانی که تامین جانی، شغلی و از نظر قانونی، تامین حقوق روزنامه نگاری وجود ندارد یا مورد احترام قرار نمی گیرد به شکل مشخص، یکی از راههای برون رفت از آن شرایط، مجبور شدن به ترک کشور است.
در طی سال گذشته به اسامی بیش از ۲۰۰ روزنامه نگار می رسیم که جلای وطن کرده اند و این مسئله خودش یکی از شاخص ترین نقص های آزادی بیان و مطبوعات در یک کشور است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر